Tuesday, July 16, 2013

انجامِ بیسرانجامی

انجامِ بیسرانجامی

 
چشمهایت میکاوند ژرفای روحم را
لبانت میلرزند
​امّا نمیگویی که دوستم داری
 
نَفسَت گرمای وجودت را با هر بازدم
روی گونهام میریزد
​امّا نمیگویی که دوستم داری
 
لبخندت میشکفد چون شکوفه در بهار
با دیدن من
​امّا نمیگویی که دوستم داری
 
دستانت را حلقه به گردنم
سرت بر سینه ام میگذاری
​امّا نمیگویی که دوستم داری
 
من و تو با فاصلهیی مبهم
این ترانه را میخوانیم
چه بازی زیبایی، چه جدایی پر امیدی
چه تفریح نفس گیری، چه انجام بیسرانجامی
 
لرزان صدایم برایت شعر میخواند
پر از واژگان عاشقانه
​امّا نمیگویم که دوستت دارم
 
گونههایم از بازدمت میسوزد «آخ»
نَفَسَم میگیرد​
​امّا نمیگویم که دوستت دارم
 
وجودم از دیدن لبخندت سرریز میشود از
شورِ پنهانی
​امّا نمیگویم که دوستت دارم
 
آغوشم ازآن توست، تو میدانی
همیشه میزبانت
​امّا نمیگویم که دوستت دارم
 
من و تو با فاصلهیی مبهم
این ترانه را میخوانیم
چه داستان دلانگیزی، چه رسیدنی ناکامل
چه بیماری همه گیری، چه انجام بیسرانجامی
 
پیمان ابدالی
تیر ۱۳۹۲

No comments: